تبليغاتX
خیالات نمکین - سکوت
فرض کن با سختی زیاد میرسی بالای یه قله بلند و از اون بالا پایین رو نگاه میکنی،در حالی که به سختی نفس میزنی و عرق کردی.درست نوک قله ایستادی و درحالی که قوتی تو زانوهات نمونده اطراف رو نگاه میکنی.سکوت عجیبی همه جا رو گرفته و بجز صدای نفس نفس خودت و صدای باد که بین صخره ها میوزه هیچ صدایی رو نمیشنوی...

                              کوه سهند

تو همچین موقعیتی بالا رو نگاه میکنی یا پایین رو ؟به خودت میبالی یا نگران برگشتنی؟و اگه قرار باشه فریاد بزنی اینجایی که هیچ کس صداتو نمیشنوه چه چیزی رو فریاد میزنی؟

این ها سوالات و رویاهاییه که هیچ وقت جوابی براشون پیدا نمیکنم!!!   

                               

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 2:24  توسط نمکی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نمکی 24-23 ساله شده ،خیالاتی و عجیب غریب و کنجکاوه،به طبیعت علاقه منده و یه کمی هم کله شقه!و علی رغم اینکه همه دنیا به خاطر بستن 6 در و نبستن تنها 1 در سرزنشش میکنن!!!کما فی سابق سربه هواست!خوب نتیجه اینکه نوشته های اینجا تراوشات مغزی همچین موجودی است...همین!

نوشته های پیشین
فروردین 1387
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
خرداد 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان